|
توی یک زمانه پست و خشن
گرداگردمان حصاری از شن
گفت از آزادی سخن
کرد دلهای خسته مان روشن
او آمد زمانی
که استبداد می کرد پادشاهی
مردی که درخشش آفتابه
آشنا به درد زمانه
مژده پیروزی داد
ایران را کرد جاودانه
سخنانش در تمام حیاتم جاریست
که اسلام رسم پایداریست
فصل بهاران
آتش زد به جان یاران
مرد وفادار به عهد و پیمان
رفت از جمع یاران
چشم ها هست گریان
برای او که هست جاودان
آن روز خورشید در کف غروب بود
غم در رخسارش نمایان بود
گلهای باغ همه پژمرد
او با آنها مهربان بود
غم زمین و افق را در بر گرفته
اندوه وطن را بر دوش گرفته
شعله جاودان همیشه
عشقت جهان را در بر گرفته
خمینی روح خدا (ره)
زنده کرد ایمان را
ما کودکان انقلابی
ادامه خواهیم داد راهت را
ای عادل مهربان
هستی قلب ایران
|